تبليغاتX
نگاه من

سلام این شعر که خوندم حسابی خاطرات بچگی برام زنده شد واقعاْ چه روزگاری بود فکر وذهنمون رها از همه چیز بود وبه فکر شادی وبازی بودیم

نه دلخور کار بودیم نه به فکر سیاست ونه به فکر گرانی وخانه واقتصادونه ...

صبح و عصر می رفتیم مکتب- استادمون(ملامون)شیخ فرهادی بود بعدشم کمبشکار  وبازی فوتبال

فکر کنم زندگی راحت تر بود نه  اینترنت بود نه  ماهواره تنها دلخوشیمون برنامه کودک روزهای جمعه بود  وبقیه اش هم پایین بخونید هر چند شاعرش از ما بزرگتره ولی خیلی قشنگ گفته

 

زمان كودكي

يادا بادا آن زمان كودكي

در سر و قلب و زبان بوديم يكي

سينه ها با كينه ها بيگانه بود

قلب ها چون گوهري دردانه بود

جملگي اهل صفا اهل وفا

نا شنا با حقد نيرنگ و جفا

آسمان بهر همه يك رنگ بود

قلب ها با تيرگي در جنگ بود

من و او و تو همه ما مي شديم

در پي هم جمله يك جا مي شديم

مي سروديم نغمه هاي زندگي

اي خدا بر ما بده بارندگي

گريه مي كرد آسمان بر حال ما

اشك شوقي از سر جود و سخا

ياد شعر خانه ي هاجر به خير

ياد گرم بوسه ي مادر به خير

ياد باران ياد هاجر با عروس

يا ژَر ژَر يا آن دم خروس

ياد بادا آن حباب روي آب

ياد شُر شُر ياد آن آواي ناب

ياد بادا آب برم دم پرو1

هم لجي و هم ختوك و هم كرو2

ياد بادا نوك زدن هاي لجي

ياد قلاب ياد تور و ياد لي3

ياد چيرتك ياد دست و ياد آب4

ياد آتش ياد ماهي و كباب

ياد تولك هاي رنگي با خمل5

ياد شيرين كاري هاي آن عمل

ياد پاهاي پتي پر ز زخم

ياد دعواي پدر آن اخم و تخم

ياد بازي هاي رو و ياد زو6

اي خدا شيريني آن بازي كو

ياد لاوور داوا سمر به خير

ياد محمود يا آن قنبر به خير

ياد آواز كبوتر ها به خير

ياد بازي هاي كفتر ها به خير

ياد سنگ و ياد آن تير و كمان

خوردن و افتادن قمري همان

ياد سفره ياد مهوه با پياز

خورده مي شد آن پياز با حرص و آز

ياد بادا نان خاكو با گشيرگ7

ياد كله پاچه هاي توي ديگ

ياد نان بر روي هيزم با پرغ8

نان تازه با نمور و با ممغ

ياد ثمثيل ياد دوغ و ياد نان

ياد بادا خاطرات آن زمان

  1. برم = آب گير طبيعي – دمپرو= نام مكاني در رويدر
  1. لجي= ماهي كوچك – ختوك = نوعي آب زي – كرو= نوعي ماهي كوچك و سياه
  1. لي = تور ماهي گيري
  1. چيرتك = پرتاب آب
  1. تولك = سبدي ساخته شده از برگ نخل – خمل= خرماي سبز
  1. نام بازي هاي محلي
  1. گشيرگ = غنچه ي پياز
  1. پرغ= نوعي گياه كه از بوته خشك شده اش براي روشن كردن اتش استفاده مي شود

شاعر :استاد عزیز علی نیا

منبع:سایت رویدر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:9  توسط جوان | 
سلام

قصد داشتم که تو این پست به سوال قبلی پاسخ بدم اما با توجه به اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد جوابش بمونه برای پست بعدی

امسال هم نتایج اعلام شد وهمه به غیر از دانشجویان به اصطلاح ستاره دار و۲۸۰ نفری که توسط نرم افزار تقلب سنج (یه همچین اسمی داشت)متقلب شناخته شدند کارنامه هایشان را دیدندنکته ای که امسال مانند یکی دو سال گذشته به چشم می خورد افزایش ظرفیت دانشگاهها بود به طوری که در بعضی رشته هاآخرین  رتبه مجاز تا سه برابر افزایش پیدا کرده ووآخرین رتبه های مجاز بعضی گرایشها  به ۱۰۰۰۰نزدیک شدند.این اتفاق  قطعا دلایل وهمچنین پیامدهایی دارد.اگر به آمار ۵۳۴۰۰۰نفری شرکت کنندگان نگاه کنیم با انبوه جمعیت   علاقه مند به ادامه تحصیل  روبه رو می شویم که البته به جرات می توان گفت نیمی از ان ها سیاه لشکر هستند وبدون مطالعه جدی در ازمون شرکت می کنند ولی آن۲۵۰۰۰۰نفری که مطالعه می کنند چرا مطالعه می کنند؟چند نفر به خاطر خود علم وتولید آن به دنبال درس هستند؟اگر به رتبه علمی ایراندر رشته های مختلفو همچنین کیفیت مقالات چاپ شده توسط ایرانیان در مجله های علمی بنگریم می توانیم به راحتی پاسخ خود را بیابیم.

در واقع دانشجو موقع که به انتهای دوران تحصیل خود در مقطع کارشناسی می رسد با مشکلات اساسی رو به روست که مهم ترین آنها نبود یک شغل مناسبه(یا نبود شغل)که این مشکل در رشته های علو پایه(ریاضی فیزیک  شیمی ...)وانسانی حادتره پس دانشجو یک مسکن ۲ساله رابرای خود تجویز می کنه به امید فردایی بهتر که از راه برسد ودولت نیز برای اینکه این موج بیکاری را به تعویق بیندازد سعی در افزایش ظرفیت ها(بدون فراهم کردن شرایط ) می کند تا با اعتراضات کمتری روبه رو شود غافل از اینکه که ۲سال بعد با چهل هزار کارشناس ارشد رو به روست که حاضر نیستند هر کاری را انجام دهند واحتمالا صاحب منسبا ن راضی نمی شوند که پست های تخصصی را به یک جوان تازه کار بسپارندوبا مشکل حادتری روبه رو خواهیم شد

در پایان به تمام دوستان رویدری وغیر رویدری ام که امسال نتایج زحمتهایشان را باقبولی در آزمون گرفتندصمیمانه تبریک میگم

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:11  توسط جوان |